نقدی بر آراء دیوید هیوم – قسمت اول

نقدی بر آراء دیوید هیوم قسمت اول دیوید هیوم فیلسوف اسکاتلندی و از پیشروان مکتب تجربه‌گرایی بود. او کتابی با نام «محاوراتی دربارۀ دین طبیعی» دارد که در آن به رد برهان نظم پرداخته است. اما آراء دیوید هیوم در مورد برهان نظم چه بود؟ او معتقد بود كه تمثيل مورد استفاده در برهان نظم ازلحاظ منطقي، تشبیه معتبري نيست و مسلماً نمی‌تواند ضامن يك نتيجۀ يقيني و الزامي باشد. و از نظر او شباهت اساسی بین ساعت و ساختار موجودات زنده وجود ندارد، زیرا ما می‌دانیم که ساعت را انسان می‌سازد و بارها آن را مشاهده کرده‌ایم و در نتیجه با دیدن ساعتی پی به سازندۀ ساعت می‌بریم اما ما هیچ‌وقت ناظر پيدايش جهان نبوده‌ایم؛ در نتيجه دليلي وجود ندارد كه بر مبناي آن نتيجه بگيريم که در جهان نوعي نظم ذاتي غايتمند( ) وجود دارد. (كه مخلوقِ خالقی آگاه و هدف‌دار باشد). دیوید هیوم می نویسد: «برهان نظم بر پایه تشبیه و تمثیل استوار است یعنی پدیده‌های جهان به مصنوعات بشری مانند خانه و ماشین تشبیه شده و همان‌گونه که ما اگر خانه‌ای را ببینیم بی‌درنگ به وجود سازنده‌ای دانا و توانا و با تدبیر حکم می‌کنیم، از مشاهدۀ نظم موجود در پدیده‌های جهان نیز به وجود آفریدگاری دانا و توانا و حکیم پی می‌بریم. ولی می‌توان این تشبیه را مورد مناقشه قرار داد، زیرا اگر ما با دیدن خانه به وجود سازندۀ آن پی می‌بریم بدان جهت است که قبلاً آن را تجربه کرده‌ایم. (اگر ما خانه‌ای را ببینیم با بزرگ‌ترین یقین و اطمینان نتیجه می‌گیریم که آن خانه معمار یا بنّایی داشته، زیرا این دقیقاً آن نوع معمولی است که تجربه کرده‌ایم که از آن نوع علت ناشی و صادر می‌شود)». یعنی دیوید هیوم معتقد بود برهان نظم مدعی است که از تجارب ممتد دربارۀ طبیعت، شباهت کامل میان طبیعت و میان مصنوعات انسان، از قبیل خانه و ساعت به دست می‌آید؛ و ازاین‌رو جهان از نظر رابطۀ اجزایش با یکدیگر، عیناً مانند یک سازۀ عظیم بشری است. او برهان نظم را تمثیلی در نظر گرفته است و علت این امر این است که در غرب به‌طورمعمول تقریر تمثیلی از برهان نظم رواج داشته است که در آثار توماس آکویناس، رابرت بویل، پیلی و ... این مسئله را می‌توانیم به‌وضوح مشاهده کنیم. درحالی‌که اين ديدگاه خدشه‌ای به برهان نظم که بر پایۀ استدلال استنتاجی یا قیاسی هست وارد نمی‌کند و تنها او روش تمثيل را از لحاظ منطقي نامعتبر می‌شمارد. در نتیجه اصل ایراد هیوم وارد نیست، زیرا ما برای اثبات ناظم جهان از تمثیل استفاده نکردیم؛ چراکه مبنای برهان نظم، مبتنی بر تمثیل و تشبیه نیست، بلکه از استدلال استنتاجی استفاده کردیم. و در آخر برهان نظم مبتنی بر تمثیل نیست، در نتیجه موافقان هیوم باید قاعدۀ «صفت اثر، دلالت بر صفت مؤثر دارد» یا «منظم‌بودن جهان» را زیر سؤال ببرند، در غیر این صورت هیچ راهی برای انکار ناظمِ آگاه جهان ندارند. و این در حالی است که قاعدۀ «صفت اثر، دلالت بر صفت مؤثر دارد» از بدیهیات عقلی و قاعده‌ای کلی و ثابت می‌باشد و منظم بودن جهان نیز با شواهد علمی فراوان تائید ‌شده است. ادامه دارد ...