نقدی بر آراء دیوید هیوم – قسمت دوم (پایان)

نقدی بر آراء دیوید هیوم – قسمت دوم (پایان) از دیگر اشکالات دیوید هیوم به برهان نظم آن است که می گوید: «هرگز پدید‌آمدن جهان را توسط پدیدآورنده‌ای دانا و حکیم تجربه نکرده‌ایم. (نمی‌توانیم جهان را مانند مصنوعات بشری دارای خالقی آگاه تصور کنیم.» هیوم می‌پنداشت، دیدن و تجربۀ چگونگی پیدایش جهان برای درک ماهیت و صفات مؤثرش لازم است و ازآنجاکه تجربیات و مشاهدات بشر را کامل نمی‌دانست و ناقص و محدود در نظر می‌گرفت، به این نتیجه می‌رسید که در مورد مؤثر جهان نباید با قطعیت نظر داد. اما این ایراد هم اشکالی به برهان نظم وارد نمی‌کند، زیرا معرفت دقیق و حقیقی مؤثر، هدف ما نیست و همین‌که ما در این برهان به قطعیت رسیدیم که مؤثر باید صفت نظم‌دهندگی را داشته باشد کافی است؛ و آن مؤثر آگاه است، زیرا ناظم لاجرم باید هدف‌دار، قانون‌گذار و طراح باشد و این صفات مخصوص وجودی آگاه و عالم است. و نیز محدود بودن تجارب، دلیلی برای رد وجود مؤثری ناظم نیست و او چطور با دیدن اثری منظم می‌تواند مؤثر آن را غیر ناظم بداند؟! زیرا قطعاً مؤثر آن ناظم است، اگرچه او و روش ساختنش را ندیده باشد. یعنی اگر ما خدا را در حال ساختن دنیا ندیدیم، دلیل نمی‌شود که وجود او را رد کنیم، زیرا هرچند که او را نمی‌بینیم ولی آثار دال بر وجود او را می‌بینیم. به عبارتی، نظم، هماهنگی غایتمندی است که اسباب منفعت و سودمندی مجموعه‌ها را فراهم می‌کند و اگر اجزای چشم ما این‌گونه منظم نبودند ما نمی‌توانستیم ببینیم، ولیکن آن‌ها با ترکیب خاص و هماهنگیِ غایتمندی که دارند، سبب پیدایش چشم، جهت امر دیدن شده‌اند؛ یعنی نظم، عامل سودمندی بوده است و اگر نظم (هماهنگی غایتمند) نبود آیا مجموعه‌ها می‌توانستند سودمند باشند؟ پس واضح است که چشم نیاز به خالقی آگاه و طراح دارد همان‌طور که دوربین نیز بدون سازنده‌ای آگاه، به وجود آمدنش غیرممکن است. (زیرا فاقد شی‌ء اعطاکنندۀ شی‌ء نیست). طبق تعریف نظم غایی متوجه می شویم، هر مجموعه‌ای منظم نیست و نیز هر موجودی قادر به خلق مجموعۀ منظم نیست؛ پس منطقی است که با مشاهدۀ مجموعه‌های منظم، به وجود مؤثری ناظم و آگاه پی ببریم. در نتیجه عدم تجربۀ مؤثر و ندیدن آن، دلیلی بر عدم وجود آن نیست؛ زیرا در برهان نظم، صفت آگاهی برای مؤثر جهان اثبات‌شده است؛ حال در مثال ساعت، مؤثر، انسان است (موجودی مادی) و در مورد جهان، مؤثر خداست (وجودی غیرمادی) ولی هر دو باید آگاه و عالم باشند، در غیر این صورت نمی‌توانند مجموعه‌های منظم که دارای هماهنگی غایتمند هستند را ایجاد کنند، زیرا فاقد شی‌ء اعطاکنندۀ شی‌ء نیست. و نهایت ادعای ما در برهان نظم این است که ما اثراتی را می‌بینیم که طی مشاهدۀ آن‌ها راهی جز تصدیق وجود مؤثری به نام خدا با اوصافی نظیر نظم‌دهندگی، هدف‌داری، قانون‌گذاری و آگاهی نداریم. پس عدم شناخت دقیق ماهیت مؤثر یا عدم تجربۀ کافی، نمی‌تواند دلیلی بر عدم وجود مؤثر باشد.