چرا داوکینز در بین آتئیست ها جایگاه ویژه ای دارد؟
چرا داوکینز در بین آتئیست ها جایگاه ویژه ای دارد؟ خداناباوران در عصر های مختلف بدون دلیل و صرفا با چنگ زدن به شبهاتی، عدم وجود خدا را برای خود توجیه می کردند و تنها خداباوران بودند که برهان های مختلفی برای اثبات وجود خدا ارائه می کردند. که از جمله مهم ترین این برهان ها، برهان نظم هست که ما با مشاهده نظم و قوانین حاکم بر جهان هستی و حیات زمینی پی به وجود ناظمی آگاه می بریم. هر چند که دیوید هیوم تلاش های زیادی کرد تا این برهان رو زیر سوال ببرد ولی نتوانست و حداکثر پیروزی که توانست به زعم خودشان برای الحاد به ارمغان بیاورد تشکیک در صفات خداوند بود هر چند که بدان ها نیز پاسخ داده شد که بهترین پاسخ را می توانید در کتاب توهم بی خدایی نوشته احمدالحسن در بخش دستان خدا در فصل 4 مطالعه کنید. و همچنان ملحدین عاجز از ارائه دلیلی برای الحاد خود بودند تا اینکه نظریه فرگشت (تکامل) داروین به محافل علمی وارد شد و بعدها تفاسیر مختلفی از این نظریه برای وجود یا عدم وجود خالق ارائه شد. و در اینجا بود که پروفسور ریچارد داوکینز به عنوان فرضیه پرداز الحادی معرفی شد و با نوشتن کتاب ساعت ساز نابینا به اصطلاح خود برای الحاد، ادله نویسی کرد!!در آن کتاب سعی نمود خدای ساعت ساز پیلی را رد کرده و خدای ساعت ساز نابینا را موثر حیات بداند. او بر خلاف سایر خداناباوران سعی داشت برای بی خدایی خود دلیل ارائه دهد و بر خلاف دیوید هیوم که سعی در تضعیف صورت استدلال داشت او به صورت خاص در کتاب ساعت ساز نابینا، مقدمه ی اول برهان نظم رو به چالش کشید. داوکینز می گوید: بدون داروین نمی توانستیم بی خدا باشیم، چون ما هیچ جواب خوبی برای اینکه چرا موجودات زنده به نظر میاد طراحی شده باشند نداشتیم. و در کتاب ساعت ساز نابینا ادعا نمود نظم و طراحی موجود در حیات زمینی حاصل فرگشت (تکامل) می باشد و در ادامه کتاب ادعا می کند که موثر فرگشت (تکامل)، طبیعت کور و نابیناست نه خدای آگاه زیرا او مدعی است که فرگشت هیچ هدف بلند مدتی ندارد. اما او در هیچ کجای کتابش نتوانست حتی یک دلیل برای ادعایش بیاورد اما متاسفانه کتاب او به صورت گسترده منتشر شد و عدم هدفمندی تکامل را خداناباوران به استناد به این کتاب دلیلی بر رد برهان نظم ارائه کردند و آنجا بود که نام داوکینز به عنوان اسطوره الحاد بر سر زبان ها افتاد!! که پس از گذشت چندین سال نقدی کامل و علمی بر کتاب او نگاشته نشد هر چند او ادعای خود را اثبات نکرد ولیکن موضوع مهم عدم هدفمندی تکامل را مطرح کرد که خداباوران می بایست برای حفظ حدود برهان نظم در حیات زمینی خلاف آن یعنی هدفمند بودن تکامل را اثبات می کردند ولیکن هیچ اثری در این زمینه نگاشته نشد!! و عمده علمای ادیان که خود را عاجز از اثبات هدفمندی تکامل با ارائه شواهد علمی دیدند همان راه کلیساهای قرون وسطا را اتخاذ کردند و به انکار تکامل پرداختند و این در حالی بود که با انکار نظریه تکامل که با شواهد بسیاری اثبات شده بود، شکست واقعی را به خود تحمیل کردند و چهره خود را در نزد عموم دانشمندان و محققین منفور ساختند. تا اینکه احمدالحسن وصی و فرستاده امام مهدی ع ظهور کردند و اقدام به نوشتن کتاب توهم بی خدایی نمودند و در فصل دو این کتاب نظریه تکامل را با ارائه شواهد علمی اثبات نموده و در فصل چهارم این کتاب عدم تصادفی محض بودن جهش ها و نیز هدفمندی تکامل را اثبات نمودند و اینگونه تمام باب ها را بر روی الحاد بستند. و اکنون اوضاع عکس شده است و پس از چندین سال از نگاشته شدن کتاب توهم بی خدایی هنوز نقدی و ردیه ای بر آن نوشته نشده است و کتاب توهم بی خدایی تمام پیروزی های پی در پی الحاد در برابر ایمان در قرون اخیر را تبدیل به شکست مفتضحانه کرد.