آیا نظم و پیچیدگی حیات زمینی و جهان هستی دلیلی واضح بر وجود موثری آگاه و قانوگذار نمی باشد؟!

آیا نظم و پیچیدگی حیات زمینی و جهان هستی دلیلی واضح بر وجود موثری آگاه و قانوگذار نمی باشد؟! همیشه خداناباوران و ندانم گرایان نظم و پیچیدگی جهان هستی را متعصبانه حاصل تصادف و اتفاقی بزرگ (شانس) می دانند و نه بیشتر!! و این درحالیست که پیدایش جهان هستی، پیدایش حیات زمینی و فرگشت و تکامل آن و در نتیجه پیدایش هوموساپینس ها (موجودی با هوش برتر) نمی توانند تصادفی و حاصل شانس باشند زیرا توالی پیوسته این رویدادهای شانسی و تصادفی غیر محتمل و غیر ممکن می باشند که در کتاب توهم بی خدایی این امر بدون استفاده از شکاف های علمی اثبات شده است. در حقیقت دانشمندان و محققین منصف پس از مشاهده سازوکار، نظم و پیچیدگی حاکم بر طبیعت به هدفمندی و وجود طراح پی می برند و هوش و خلقت او را ستایش می کنند. که در ادامه دیدگاه چند دانشمند بزرگ را مطرح می کنیم: رابرت بویل[1] می گوید: «وقتی‌ با تلسکوپ‌های‌ قوی‌ به‌ ستارگان ‌و سیارات ‌می‌نگرم و... هنگامی‌ که ‌با میکروسکپ‌های ‌دقیق، ساختار شگفت‌انگیز طبیعت ‌را مشاهده‌ می‌کنم ‌و آن‌ زمان ‌که ‌با چاقوی ‌تشریح ‌به ‌مطالعه ‌کتاب ‌طبیعت ‌می‌پردازم ‌خود را با سراینده ‌مزامیر همنوا می‌بینم ‌و می‌گویم: خداوندا آثار تو چه‌ متنوع ‌و گوناگون ‌است ‌و تویی ‌که ‌با حکمت ‌و تدبیرت ‌همه ‌را آفریدی.»[2] ماکس پلانک[3] می نویسد: هر کسی که جداً متعهّد به کارهای علمی باشد، تشخیص میدهد که بر دروازۀ ورود به دانش نوشته شده است: شما باید به خداوند ایمان داشته باشید، این خصوصیتی است که دانشمندان نمیتوانند آن را انکار کنند.[4] پائول چارلز ویلیام دیویس فیزیکدان بریتانیایی در کتاب «ذهن خدا» مطالبش را با این مطلب به پایان می‌برد که: نمی‌توان باور کرد وجود ما در این جهان صرفا جهش بخت یا یک تصادف تاریخی باشد. از رهگذر موجوداتی آگاه است که جهان، خودآگاهی را پدید آورده است. این را نباید جزئیاتی پیش‌پا‌افتاده به شمار آورد یا محصول جانبی نیروهای بی‌هدف و بی‌اندیشه. به راستی غرض این بوده که ما اینجا باشیم. دکتر فرانسیس کالینز[5] در مناظره ای که با ریچارد داوکینز در مجله تایمز داشت این چنین گفت: من به طور جدی به قدرت آفرینش خدا كه همه‌چیز را در نخستین مرحله به وجود آورده باشد معتقد هستم. من دریافته‌ام كه مطالعه جهان طبیعت یك فرصت و موقعیتی است تا عظمت عالی بوده و پیچیدگی آفرینش خدا را مشاهده نمائیم. و پروفسور داوکینز نیز در مستند اخراج شده در پاسخ به بِن استین در مورد طراحی جهان می گوید: آن می تواند به روشی مشابه اتفاق بیفتد، می توانست در زمانی زودتر در جایی از جهان اتفاق بیفتد، یک تمدن تکامل یافته احتمالا با برخی سازو کارهای داروینی و تکنولوژی بسیار بسیار بالا... و شکل زندگی طراحی شده که آن ها بذرش را احتمالا در این سیاره کاشتند. این یک امکان است،  یک امکان خیلی جالب و من گمان می کنم اگر در این باره جستجو کنید بتوانید در جزئیات آن برایش مدارکی پیدا کنید. ممکن است بتوان در جزئیات زیست شیمی و زیست شناسی مولکولی  اثری از برخی برای آن یافت و آن طراح می تواند یک هوش بالاتر  نسبت به هر جایی در دنیا باشد. واقعیت آن است که هیچ کس نمیتواند قوانین و نظم حاکم بر طبیعت و در نتیجه وجود ناظم و قانونگذارِ هدفدار را انکار کند. و در آخر احمد الحسن در کتاب توهم بی خدایی می نویسند: در حقیقت، تفسیر علمی زندگی زمینی، وجود اله (خدا) را اثبات می کند و نه عکس آن را؛ چرا که با دقت در نظریه ی تکامل (پیدایش و ارتقا) در خواهیم یافت که این نظریه عبارت است از فرآیندی برای اجرای نقشه ی ژنتیکی قانونمند و هدفمند، و این خود دال بر وجود یک قانونگذار هدفدار میباشد. در نتیجه نه تنها این موارد با یکدیگر در تعارض نمیباشند، بلکه به طور کامل با دلایل عقلی که قرآن برای اثبات وجود خدا ارایه کرده، به خصوص دلیل «صفت اثر دلالتی است بر صفت مؤثر» هماهنگ می باشد؛ چرا که مجموعه  تکامل هدفمند است.[6]     [1]رابرت بویل شیمی‌دان، فیزیک‌دان، فیلسوف طبیعی و مخترع ایرلندیاست.بویل کتابی به نام شیمی‌دان شکاکانتشار داد که در آن نظریات کیمیاگران را رد کرده و شیمی را بر پایه علمی قرار داده است. [2]Emerton, Norma. “Arguments for the existence of God from nature and science,” 1994. P. 26 [3]ماکس پلانکپدر نظریه ی «كوانتوم»، استاد دانشگاه برلین و برنده ی جایزه نوبل فیزیك در سال 1918 بود. برخی از کتاب های او عبارتند از تئوری کوانتوم، فلسفه فیزیک، تصویر جهان در فیزیک جدید، علم به کجا می رود، علم و ایمان، قانون علیت و آزادی اراده، اثبات وجود خدا و... می باشند. [4]ماکس پلانک، کتاب دانش به کجا میرود 1932 [5]فرانسیس سلر کالینز: (Francis Sellers Collins)‏متخصص ژنتیکو پزشکآمریکاییاست، که به دلیل کشفیات برجسته درباره بیماری‌های ژنتیکی و سرپرستی پروژه ژنوم انسانشهرت دارد. فرانسیس کالینز را بدون شک میتوان از بزرگترین دانشمندان زنده در حوزه ژنتیک دانست. [6]سید احمد الحسن، کتاب توهم بی خدایی، ص 200