آیا پیشرفت علم ما را بی نیاز از خداوند می کند؟!

برخی ها بر این پندار هستند که به هر میزان علم پیشرفت می کند و درک ما از جهان هستی و حیات زمینی افزایش می یابد، به همان میزان نیاز به خداوند کم رنگ تر می شود!!. این باور برای خدای حفره ها صادق است زیرا بقای این خدایانِ مبتنی بر شکاف های علمی، تا وقتی است که شکاف ها توسط علم پر نشود و وقتی این شکاف ها توسط علم پر شد دیگر جایی برای خدای حفره ها باقی نمی ماند. اما آیا خدایی که احمدالحسن به ما معرفی کرده است با پیشرفت های علمی به مرور به کنار خواهد رفت؟ سید احمدالحسن بر خلاف عمده علمای ادیان و طرفداران نظریه طراحی هوشمند، وجود خداوند را بدون استفاده از شکاف های علمی اثبات کرده است از این رو پیشرفت های علمی نه تنها نافی خدای احمدالحسن نیستند بلکه ما را با روش خلقت خداوند بیشتر آشنا می کنند. ما با برهان هدفمندی فرگشت پی به وجود خدای سبحان بردیم: مقدمه اول: تکامل (اثر) هدفمند است. مقدمه دوم: هر اثر هدفمندی، موثری آگاه و هدفدار دارد (صفت اثر دلالت بر صفت موثر دارد) نتیجه: موثر تکامل حیات، وجودی آگاه و هدفدار (خدا) می باشد. بنابراین پیشرفت علم یعنی درک بیشتر خلقت. زیرا یافته های تائید شده علمی، موثر اصیل جهان نیستند.   قوانین توصیف کننده می باشند و به هیچ وجه فاعل و موثر جهان نیستند برای مثال قوانین نیوتون حرکت توپ را توصیف می کنند اما باعث حرکت توپ روی زمین صاف نیستند یا قوانین باعث ایجاد ماده و پادماده نمی شوند بلکه حتی این قوانین خودشان مستقل و قائم به خود نیستند و نیازمند وضع کننده می باشند. در نتیجه وجود قوانین، یعنی مهر تائیدی بر وجود موثری آگاه و قانونگذار که هدفی در سر دارد. و نظریات و فرضیات علمی نیز به توضیح واقعیت ها و رویدادها می پردازند و از این رو آنها نیز نمی توانند خالق جهان باشند زیرا فاعل نیستن و صرفا توضیح دهنده می باشند. مثلا اگر فردی بتواند مکانیسم و روش کار یک  خودرو را بفهمد، آیا می توانیم بگوئیم خودرو دیگر خالق ندارد و به صورت کاملا تصادفی و از عدم بوجود آمده است؟؟!! قطعا خیر، زیرا ما صرفا روش کار خودرو یا روش ساخت آن را فهمیده ایم و این آگاهی، نافی وجود طراح و سازنده خودرو نیست. بنابراین علم جایگزین خداوند نیست بلکه علم تائید کننده وجود خالق و موثری آگاه برای جهان هستی می باشد.زیرا اساسا علم اثری است که دلالت بر عالم بودن موثر جهان دارد. رابرت بویل می گوید: «وقتی‌ با تلسکوپ‌های‌ قوی‌ به‌ ستارگان ‌و سیارات ‌می‌نگرم و... هنگامی‌ که ‌با میکروسکوپ‌های ‌دقیق، ساختار شگفت‌انگیز طبیعت ‌را مشاهده‌ می‌کنم ‌و آن‌ زمان ‌که ‌با چاقوی ‌تشریح ‌به ‌مطالعه ‌کتاب ‌طبیعت ‌می‌پردازم ‌خود را با سراینده ‌مزامیر همنوا می‌بینم ‌و می‌گویم: خداوندا آثار تو چه‌ متنوع ‌و گوناگون ‌است ‌و تویی ‌که ‌با حکمت ‌و تدبیرت ‌همه ‌را آفریدی.»[1]                 [1]Emerton, Norma. “Arguments for the existence of God from nature and science,” 1994. P. 26