مجموعة اذكاری که تقاضا دارم بر انجام آنها مداومت داشته باشید
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين مالك الملك مجري الفلك مسخر الرياح فالق الإصباح ديّان الدين رب العالمين الحمد لله الذي من خشيته ترعد السماء وسكآنها وترجف الأرض وعمّارها وتموج البحار ومن يسبح في غمراتها. اللهم صل على محمد وعلى آل محمد الفلك الجارية في اللجج الغامرة يأمن من ركبها ويغرق من تركها المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق. برای أنصار الله، برای أنصار انبياء و مرسلين، برای أنصار حسين، برای أنصار امام مهدی. این مجموعه از اذکاری است که تقاضا دارم بر انجام آنها مداومت داشته باشید که سبب توفیق شما و من بنده فقیر و درمانده از طرف خداوند میشود؛ و وسیله تقویت قلوب برای جهاد در راه خدا با چنگ و دندان میشود و اگر خداوند نصر و پیروزی برای ما در نظر گرفته آن را به فضل خود پیروزی دینش قرار دهد و اگر برای ما کشته شدن در نظر گرفته آن را کشته شدن در راهش قرار دهد و امیدوارم که خداوند با یادش ما را نورش در زمین و وسیله هدایت و هدایتگران به مسیرش قرار دهد؛ خداوند متعال می فرماید: يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ * رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ([1]) على مى فرمايد: (خداوند سبحان ذكر و ياد خود را وسیلهی صيقل و روشنايى دلها قرار داد كه به سبب آن بعد از كرى مى شنوند و بعد از تاريكى مى بينند و بعد از دشمنى و ستيز فرمان مى برند. و هميشه براى خدا كه نعمتها و بخششهايش ارجمند گشتند در پارهای از زمان بعد از پارهای ديگر و در روزگارهايى كه آثار شرايع در آنها گم گشته بندگانى است كه در انديشه هايشان با آنها نجوا میکند و در حقيقت عقلهايشان با آنها سخن مىگوید. پس با نور بيدارى چشمها و گوشها و دلها زندگى خود را روشن نمودند و روزهاى خداوند را به ياد مردم مى آورند و آنها را از عظمت حق تعالى مى ترسانند. آنها به منزله راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كس راه را درست و صحيح مى پيمايد راه او را مى ستايند و او را بشارت به نجات مى دهند، و هر كس طريق کجی در پيش گيرد و به چپ يا راست برود راه او را مذمّت مى كنند و او را از هلاكت بر حذر مى دارند. و آنها با اين اوصاف چراغهاى اين تاريكيها هستند و راهنماى در اين شبهه ها. و به تحقيق براى ذكر خدا اهلى هست كه او را به عوض دنيا اختيار نمودند و تجارت و معاملات، آنها را از او باز نمى دارد... و به واسطه يقين خود گويا دوران دنيا را طى كرده و به آخر رسيده اند و آنچه در پس دنيا است با نور ايمان ديده اند. و گويا عالم برزخ و طول مدّت آن را مطلع شده اند و آشكارا زندگى پنهان اهل برزخ را مشاهده مى كنند كه قيامت وعده هاى خود را عليه ايشان ثابت نموده. پس با بيانات و مواعظ خود پرده را از پيش اهل دنيا برداشته، به طورى كه گويا آنها مى بينند آنچه را كه مردم نمى بينند و مى شنوند آن چه را دیگران نمى شنوند. و اگر آنها را با عقل خود در مقامهاى پسنديده و مجلسهاى شايسته آنها تصوّر كنى.... هر آينه نشانه هاى هدايت را در آنها مى بينى و آنها را به منزله چراغها در تاريكى هستند که فرشتگان اطراف آنها را در بر گرفته اند و موجبات اطمينان بر آنها نازل گشته و درهاى آسمان براى آنها باز شده ... ايشان گروگانهای فضل و كرم خدا و اسيران تواضع و فروتنى در مقابل عظمت و بزرگوارى او هستند. اندوههای فراوان دلها و بسيارى گريه چشمهايشان را مجروح ساخته است...). [1]- نور: 37-36.