قرائت سوره‌ها و نماز وصیت

بسم الله الرحمن الرحیم 1 -سورة الحجرات: 70 مرتبه. 2 -نبأني العليم الخبير: 40 هزار مرتبه. 3 –نماز وصیت در مدت چهل روز: و آن دو رکعت است که بین نماز مغرب و عشاء خوانده می‌شود. در رکعت اول، سوره حمد و سیزده مرتبه سوره زلزله و در رکعت دوم، سوره حمد و پانزده مرتبه سوره توحید خوانده می‌شود. عن الإمام الصادق عن أبيه عن آبائه عن أميرالمؤمنين عن رسول الله: انه قال (أوصيكم بركعتين بين العشائين يقرأ في الأولى الحمد وإذا زلزلة الأرض ثلاث عشر مرة وفي الثانية الحمد مرة وقل هو الله أحد خمس عشرة مرة فأنه من فعل ذلك في كل شهر كان من الموقنين فأن فعل ذلك في كل سنة كان من المحسنين فأن فعل ذلك في كل جمعة مرة كان من المخلصين فأن فعل ذلك مرة كل ليلة زاحمني في الجنة ولم يحصي ثوابه إلا الله). (شما را به خواندن دو رکعت نماز، بین نماز مغرب و عشاء سفارش می‌کنم که در رکعت اولی سوره حمد و اذا زلزله الارض سیزده مرتبه و در رکعت دوم سوره حمد یکبار و قل هوالله احد پانزده بار می‌خوانید. و هر کس آن را هر ماه انجام دهد از موقنین خواهد بود و اگر آن را در هر سال انجام دهد از محسنین می‌باشد و اگر آن را در هر جمعه یک‌بار انجام دهد از مخصلین خواهد بود و اگر آن را هر شب اداء کند در بهشت با من خواهد بود و هیچ کس غیر از خدا نمی‌تواند ثواب آن را بشمارد).   بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صلی علی محمد وآل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا مجموعه‌ای از اعمال که خود و شما را بر ادای آن‌ها در مدت چهل روز از روزهای ماه ذی القعده و ده روز اول از ماه ذی الحجه الحرام سفارش می‌کنم. بسم الله الرحمن الرحیم برای أنصار الله، برای أنصار انبياء و مرسلين، برای أنصار حسین، برای أنصار امام مهدي، که خداوند ایشان را در زمین تکمین دهد. این مجموعه‌ای از اعمال که خود و شما را بر ادای آن‌ها در مدت چهل روز از روزهای ماه ذی القعده و ده روز اول از ماه ذی الحجه الحرام سفارش می‌کنم. و توفیق از خداوند می باشد. فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى.([1]) «در برابر آن چه می‌گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و هم چنین از ساعات شب و اطراف روز پروردگارت را تسبیح گوی؛ باشد خشنود شوی».   قرائت آیات (89- 69) از سوره شعراء بعد از هر نماز واجب و تفکر و اندیشه نمودن در آن‌ها و این که یک ساعت تفکر نمودن از عبادت هزار سال بهتر است. وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ «بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را می‌پرستید؟!» گفتند: «بت‌هایی را می‌پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آن‌هاییم.» گفت: «آیا هنگامی که آن‌ها را می‌خوانید صدای شما را می‌شنوند؟! یا سود و زیانی به شما می‌رسانند؟!» گفتند: «ما نیاکان خود را یافتیم که چنین می‌کنند.» گفت: «آیا (این) چیزهایی را که شما و پدران پیشین شما پیوسته آن‌ها را پرستش می‌کردید، دیدید...، همه آن‌ها دشمن من هستند، مگر پروردگار عالمیان! همان کسی که مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم می‌کند، و کسی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید، و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد، و کسی که مرا می‌میراند و سپس زنده می‌کند، و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد! پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق نما! و برای من در میان امّت‌های آینده، زبان صدق قرار ده! و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! و پدرم را بیامرز، که او از گمراهان بود! و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!». 2-گفتن:«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ‏ لا شَرِيكَ لَهُ‏- إِلهاً واحِداً أَحَداً فَرْداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً» (گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه بی شريك نيست، خدائى يكتا، بی مانند، بي‌نياز كه نه همسرى گيرد و نه فرزندى دارد)(ده مرتبه بعد از نماز صبح)... 3-بعد از نماز ظهر، هفتاد مرتبه استغفارکردن و قرائت سوره نور هر روز. 4-قرائت سوره «انا انزلناه فی لیله القدر» بعد از نماز عصر. (ده مرتبه). 5-گفتن: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له له‏ الملك‏ وله‏ الحمد يحيى ويميت ويميت ويحيى وهو حىّ لايموت بيده الخير وهو على كلّ شى‏ء قدير»(ده مرتبه قبل از غروب خورشید). «هیچ خدايى، جزء الله نيست، تنهاست شريكى ندارد، پادشاهى و ستايش مخصوص اوست، زنده می‌کند و می‌میراند. و می‌میراند و زنده می‌کند. و اوست زنده‌ای که نمی‌میرد و تمام خوبی‌ها بدست اوست و او بر هر چيزى توانا است». 6-زیارت امام حسین با زیارات عاشوراء بعد از نماز مغرب. 7-قرائت سوره بقره به شکل دوره‌ای، هر روز یک بار یا هر دو یا سه روز یک بار. و در داستان بنی اسرائیل که در آن آمده و به خصوص داستان طالوت تدبر وتفکر کنید. (و بهترین زمان، شب یا هنگام طلوع خورشید است). 8-قرائت دعای (یا من تحل به عقده المکاره). هرروز، یک بار (و بهترین زمان، شب یا هنگام طلوع خورشید است). (يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ وَ يَا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابَ وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ وَ جَرَى بِقُدْرَتِكَ الْقَضَاءُ وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ وَ هِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا كَشَفْتَ وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ وَ أَلَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ وَ لَا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْتَحْ لِي يَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ وَ اكْسِرْ عَنِّي سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِكَ فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبِّ ذَرْعاً وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً وَ أَنْتَ الْقَادِرُعَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ ذَا الْمَنِّ الْكَرِيمِ فَأَنْتَ قَادِرٌ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ). «اى آن كه گره‏ هاى ناگواري‌ها بوسيله او باز مي‌گردد، و اى آن كه تندى سختي‌ها به او شكسته مي‌شود، و اى آن كه رهائى يافتن از گرفتاري‌ها و رفتن به سوى آسايش فراخى، از او در خواست مي‌گردد. كارهاى دشوار به قدرت و توانائى تو آسان شده، و به لطف و توفيق از جانب تو اسباب هر كارى سبب گرديده، و مقدّر شده بر اثر قدرت تو جارى و بر قرار گشته، و اشياء بر وفق اراده و خواست تو به كار رفته‏اند. پس تنها به خواست تو؛ بی آن که فرمان دهی؛ همه چیز فرمان می‌برد؛ و تنها به اراده تو؛ بی آن که نهی کنی؛ همه چیز از حرکت باز می‌ایستد. توئى كه براى آسان كردن دشواري‌ها خوانده مي‌شوی، و تویی که در سختي‌ها پناهگاهى، از آن‌ها دور نمي شود، جز آن سختى كه تو دور نمائى، و از آن‌ها بر طرف نمي‌گردد جز آن را كه تو برطرف كنى. و اى پروردگار بر من فرود آمده چيزى (بلاء و گرفتارى) كه سنگينى آن مرا دشوار است، و به من رسيده چيزى كه زير بار رفتن آن مرا وامانده كرده. و تو به قدرت خود آن را بر من رسانيده‏ اى، و به سلطنت و توانائيت آن را به من متوجّه گردانيده‏ اى. پس براى آنچه به من رسانده‏ اى برگرداننده و براى آنچه متوجّه ساخته‏ اى دفع كننده، و براى آنچه بسته ‏اى گشاينده و براى آنچه گشوده‏ اى بستنده، و براى آنچه دشوار كرده‏ اى آسان كننده و براى آنكه خوار كرده ‏اى يارى دهنده ‏اى وجود ندارد. پس بر محمّد و آل او درود فرست، اى پروردگار در آسايش را به فضل خود بروى من باز كن، و تسلّط غم و اندوه را بقوّت و توانائى خود شكست ده (از بين ببر) و به من در آنچه شكوه دارم حسن نظر داشته باش و در آنچه درخواست نمودم شيرينى بخشش (خود) را به من بچشان، و از جانب خويش رحمت و گشايش‏ بي‌رنج به من ببخش، و از نزد خود به زودى رهائى يافتن (از گرفتاري‌ها) را براى من قرار ده. و مرا به سبب غم و اندوه از رعايت و حفظ واجبات و به كار بستن سنّت خود (مستحبات) باز مدار. پس اى پروردگار به آنچه به من رسيده طاقت ندارم، و به آنچه بمن رو آورده پر از غم و اندوه گشته‏ام، و تو بر دفع غم و اندوهى كه به آن گرفتار و بر دفع آن چه در آن افتاده ‏ام توانائى، پس آن گرفتارى را از من دور كن اگر چه از جانب تو شايسته آن نباشم اى صاحب عرش و تخت بزرگ). 9-قرائت دعای امام حسین در روز عرفه یا ادامه دعای امام حسین در روز عرفه. که آن را سید ابن طاووس در کتاب اقبال، آورده و در کتاب مفاتیح الجنان نیز در اعمال روز عرفه موجود می‌باشد و با فرموده امام حسین شروع می‌شود: (أَنَا الْفَقِيرُ فِي غِنَايَ فَكَيْفَ لَا أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي إِلَهِي أَنَا الْجَاهِلُ فِي عِلْمِي فَكَيْفَ لَا أَكُونُ جَهُولًا فِي جَهْلِي إِلَهِي إِنَّ اخْتِلَافَ تَدْبِيرِكَ وَ سُرْعَةَ طَوَاءِ مَقَادِيرِكَ مَنَعَا عِبَادَكَ الْعَارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلَى عَطَاءٍ وَ الْيَأْسِ مِنْكَ فِي بَلَاءٍ إِلَهِي مِنِّي مَا يَلِيقُ بِلُؤْمِي وَ مِنْكَ مَا يَلِيقُ بِكَرَمِكَ إِلَهِي وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِاللُّطْفِ وَ الرَّأْفَةِ لِي قَبْلَ وُجُودِ ضَعْفِي أَفَتَمْنَعُنِي [أَتَمْنَعُنِي‏] مِنْهُمَا بَعْدَ وُجُودِ ضَعْفِي إِلَهِي إِنْ ظَهَرَتِ الْمَحَاسِنُ مِنِّي فَبِفَضْلِكَ وَ لَكَ الْمِنَّةُ عَلَيَّ وَ إِنْ ظَهَرَتِ الْمُسَاوِي مِنِّي فَبِعَدْلِكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ إِلَهِي كَيْفَ تَكِلُنِي وَ قَدْ تَوَكَّلْتَ لِي وَ كَيْفَ أُضَامُ وَ أَنْتَ النَّاصِرُ لِي أَمْ كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ الْحَفِيُّ بِي هَا أَنَا أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِفَقْرِي إِلَيْكَ وَ كَيْفَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِمَا هُوَ مَحَالٌ أَنْ يَصِلَ إِلَيْكَ أَمْ كَيْفَ أَشْكُو إِلَيْكَ حَالِي وَ هُوَ لَا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْ كَيْفَ أُتَرْجِمُ بِمَقَالِي وَ هُوَ مِنْكَ بَرَزَ إِلَيْكَ أَمْ كَيْفَ تُخَيِّبُ آمَالِي وَ هِيَ قَدْ وَفَدَتْ إِلَيْكَ أَمْ كَيْفَ لَا تُحْسِنُ أَحْوَالِي وَ بِكَ قَامَتْ يَا إِلَهِي مَا أَلْطَفَكَ بِي مَعَ عَظِيمِ جَهْلِي وَ مَا أَرْحَمَكَ بِي مَعَ قَبِيحِ فِعْلِي إِلَهِي مَا أَقْرَبَكَ مِنِّي وَ قَدْ أَبْعَدَنِي عَنْكَ وَ مَا أَرْأَفَكَ بِي فَمَا الَّذِي يَحْجُبُنِي عَنْكَ إِلَهِي عَلِمْتُ بِاخْتِلَافِ الْآثَارِ وَ تَنَقُّلَاتِ الْأَطْوَارِ أَنَّ مُرَادَكَ مِنِّي أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى لَا أَجْهَلَكَ فِي شَيْ‏ءٍ إِلَهِي كُلَّمَا أَخْرَسَنِي لُؤْمِي أَنْطَقَنِي كَرَمُكَ وَ كُلَّمَا آيَسَتْنِي أَوْصَافِي أَطْمَعَتْنِي مِنَنُكَ إِلَهِي مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَا يَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ وَ مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ [حَقَّانِيَّتُهُ‏] دَعَاوِيَ فَكَيْفَ لَا تَكُونُ دَعَاوِيهِ دَعَاوِيَ إِلَهِي حُكْمُكَ النَّافِذُ وَ مَشِيَّتُكَ الْقَاهِرَةُ لَمْ يَتْرُكَا لِذِي مَقَالٍ مَقَالًا وَ لَا لِذِي حَالٍ حَالًا إِلَهِي كَمْ مِنْ طَاعَةٍ بَنَيْتُهَا وَ حَالَةٍ شَيَّدْتُهَا [شيدتها] هَدَمَ اعْتِمَادِي عَلَيْهَا عَدْلُكَ بَلْ أَقَالَنِي مِنْهَا فَضْلُكَ إِلَهِي إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي وَ إِنْ لَمْ تَدُمِ الطَّاعَةُ مِنِّي فِعْلًا جَزْماً فَقَدْ دَامَتْ مَحَبَّةً وَ عَزْماً إِلَهِي كَيْفَ أَعْزِمُ وَ أَنْتَ الْقَاهِرُ وَ كَيْفَ لَا أَعْزِمُ وَ أَنْتَ الْآمِرُ إِلَهِي تَرَدُّدِي فِي الْآثَارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَارِ فَاجْمَعْنِي عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِي إِلَيْكَ كَيْفَ‏ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِمَا هُوَ فِي وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَزَالُ [تَرَاكَ‏] عَلَيْهَا رَقِيباً وَ حَسَرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً إِلَهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الْآثَارِ فَأَرْجِعْنِي إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الْأَنْوَارِ وَ هِدَايَةِ الِاسْتِبْصَارِ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْهَا كَمَا دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْهَا مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهَا وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الِاعْتِمَادِ عَلَيْهَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ إِلَهِي هَذَا ذُلِّي ظَاهِرٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ هَذَا حَالِي لَا يَخْفَى عَلَيْكَ مِنْكَ أَطْلُبُ الْوُصُولَ إِلَيْكَ وَ بِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ فَاهْدِنِي بِنُورِكَ إِلَيْكَ وَ أَقِمْنِي بِصِدْقِ الْعُبُودِيَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ إِلَهِي عَلِّمْنِي مِنْ عِلْمِكَ الْمَخْزُونِ وَ صُنِّي بِسِرِّكَ [بِسِتْرِكَ‏] الْمَصُونِ إِلَهِي حَقِّقْنِي بِحَقَائِقِ أَهْلِ الْقُرْبِ وَ اسْلُكْ بِي مَسْلَكَ أَهْلِ الْجَذْبِ إِلَهِي أَقِمْنِي [أَغْنِنِي‏] بِتَدْبِيرِكَ لِي عَنْ تَدْبِيرِي وَ اخْتِيَارِكَ [وَ بِاخْتِيَارِكَ‏] لِي عَنِ اخْتِيَارِي وَ أَوْقِفْنِي عَلَى مَرَاكِزِ اضْطِرَارِي إِلَهِي أَخْرِجْنِي مِنْ ذُلِّ نَفْسِي وَ طَهِّرْنِي مِنْ شَكِّي وَ شِرْكِي قَبْلَ حُلُولِ رَمْسِي [الرَّمْسِ‏] بِكَ أَنْتَصِرُ فَانْصُرْنِي وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ فَلَا تَكِلْنِي وَ إِيَّاكَ أَسْأَلُ فَلَا تُخَيِّبْنِي وَ فِي فَضْلِكَ أَرْغَبُ فَلَا تَحْرِمْنِي وَ بِجَنَابِكَ أَنْتَسِبُ فَلَا تُبَعِّدْنِي وَ بِبَابِكَ أَقِفُ فَلَا تَطْرُدْنِي إِلَهِي تَقَدَّسَ رِضَاكَ أَنْ تَكُونَ لَهُ عِلَّةٌ مِنْكَ فَكَيْفَ يَكُونُ لَهُ عِلَّةٌ مِنِّي إِلَهِي أَنْتَ الْغَنِيُّ بِذَاتِكَ أَنْ يَصِلَ إِلَيْكَ النَّفْعُ مِنْكَ فَكَيْفَ لَا تَكُونُ غَنِيّاً عَنِّي إِلَهِي إِنَّ الْقَضَاءَ وَ الْقَدَرَ يُمَنِّينِي [يُمِيتُنِي‏] وَ إِنَّ الْهَوَاءَ بِوَثَائِقِ الشَّهْوَةِ أَسَرَنِي فَكُنْ أَنْتَ النَّصِيرَ لِي حَتَّى تَنْصُرَنِي وَ تُبَصِّرَنِي وَ أَغْنِنِي بِفَضْلِكَ حَتَّى أَسْتَغْنِيَ بِكَ عَنْ طَلَبِي [طَلِبَتِي‏] أَنْتَ الَّذِي أَشْرَقْتَ الْأَنْوَارَ فِي قُلُوبِ أَوْلِيَائِكَ حَتَّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ [وَ وَجَدُوكَ‏] وَ أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى غَيْرِكَ أَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَيْثُ أَوْحَشَتْهُمُ الْعَوَالِمُ وَ أَنْتَ الَّذِي هَدَيْتَهُمْ حَيْثُ اسْتَبَانَتْ لَهُمُ الْمَعَالِمُ [إِلَهِي‏] مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ لَقَدْ خَابَ مَنْ رَضِيَ دُونَكَ بَدَلًا وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغَى عَنْكَ مُتَحَوَّلًا كَيْفَ يُرْجَى سِوَاكَ وَ أَنْتَ مَا قَطَعْتَ الْإِحْسَانَ وَ كَيْفَ يَطْلُبُ مِنْ غَيْرِكَ وَ أَنْتَ مَا بَدَّلْتَ عَادَةَ الِامْتِنَانِ يَا مَنْ أَذَاقَ أَحِبَّاءَهُ حَلَاوَةَ الْمُؤَانَسَةِ فَقَامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقِينَ وَيَا مَنْ أَلْبَسَ أَوْلِيَاءَهُ مَلَابِسَ هَيْبَتِهِ فَقَامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُسْتَغْفِرِينَ أَنْتَ الذَّاكِرُ قَبْلَ الذَّاكِرِينَ وَ أَنْتَ الْبَادِي بِالْإِحْسَانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعَابِدِينَ وَ أَنْتَ الْجَوَادُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطَّالِبِينَ وَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ثُمَّ لِمَا وَهَبْتَ لَنَا مِنَ الْمُسْتَقْرِضِينَ إِلَهِي اطْلُبْنِي بِرَحْمَتِكَ حَتَّى أَصِلَ إِلَيْكَ وَ اجْذِبْنِي بِمَنِّكَ حَتَّى أُقْبِلَ عَلَيْكَ إِلَهِي إِنَّ رَجَائِي لَا يَنْقَطِعُ عَنْكَ وَ إِنْ عَصَيْتُكَ كَمَا أَنَّ خَوْفِي لَا يُزَايِلُنِي وَ إِنْ أَطَعْتُكَ فَقَدْ رَفَعَتْنِي [دَفَعَتْنِي‏] الْعَوَالِمُ إِلَيْكَ وَ قَدْ أَوْقَعَنِي عِلْمِي بِكَرَمِكَ عَلَيْكَ إِلَهِي كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ أَمَلِي أَمْ كَيْفَ أُهَانُ وَ عَلَيْكَ [وَ أَنْتَ‏] مُتَّكَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَ فِي الذِّلَّةِ أَرْكَزْتَنِي أَمْ كَيْفَ لَا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِي إِلَهِي كَيْفَ لَا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي فِي الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِي أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِي بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِي وَ أَنْتَ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُكَ تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَمَا جَهِلَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الَّذِي تَعَرَّفْتَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَرَأَيْتُكَ ظَاهِراً فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ يَا مَنِ اسْتَوَى بِرَحْمَانِيَّتِهِ فَصَارَ الْعَرْشُ غَيْباً فِي ذَاتِهِ مَحَقْتَ الْآثَارَ بِالْآثَارِ وَ مَحَوْتَ الْأَغْيَارَ بِمُحِيطَاتِ أَفْلَاكِ الْأَنْوَارِ يَا مَنِ احْتَجَبَ فِي سُرَادِقَاتِ عَرْشِهِ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصَارُ يَا مَنْ تَجَلَّى بِكَمَالِ بَهَائِهِ فَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ الِاسْتِوَاءَ كَيْفَ تَخْفَى وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ أَمْ كَيْفَ تَغِيبُ وَ أَنْتَ الرَّقِيبُ الْحَاضِرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَه‏).([2]) (خدایا من در حال توانگرى، فقيرم پس چگونه درحالت تهيدستی فقير نباشم.‏ خدايا در عين دانشمندى، من نادانم پس چگونه در حين‏ نادانى، نادان نباشم. خدايا براستى اختلاف تدبير تو و سرعت تحول و پيچيدن در تقديرات تو از این که بندگان عارف تو که به عطايت دل‌آرام گیرند و مطمئن باشند جلوگيرى می‌کنند و در بلاى تو مأيوس و نااميد شوند، خدايا از من همان چیز سرمی‌زند که شايسته پستى من است، و از تو هر آنچه که شايسته بزرگوارى تو است، خدايا تو خود را به لطف و مهر به من توصيف فرمودى پيش از آن که ناتوان باشم، آيا پس از ناتوانيم لطف و مهرت را از من‏ دريغ مى‏دارى، خدايا اگر کارهاى نيک از من سرزند به فضل تو بستگى دارد و تو را منّتى است بر من‏، و اگر کارهاى بد از من روى دهد آن‏هم بستگى به عدل تو دارد و تو را بر من حجت است، خدايا چگونه مرا وامی گذارى در صورتی که کفايتم کردى و چگونه مورد ستم واقع گردم با اين که تو ياور منى يا چگونه‏ نااميد گردم در صورتی ‏که تو نسبت به من مهربانى، هم اکنون به درگاه تو بوسيله آن نيازى که به ‏درگاهت دارم توسل می‌جويم، و چگونه توسل جويم بوسيله فقرى که محال است پيرامون تو راه يابد، يا چگونه از حال خويش به ‏درگاهت شکوه کنم با اين که حال‏ من بر تو پنهان نيست، يا چگونه با زبان، ترجمه حال خود کنم در صورتی که آن هم از پيش تو به نزد خودت بروز کرده، يا چگونه آرزوهايم به نوميدى گرايد با اين که به آستان تو وارد شده يا چگونه احوالم را نيکو نکنى‏ با اين که احوال من به تو قائم است، خدايا با اين نادانى عظيم من، چه اندازه به من لطف دارى و با اين کردار زشت من چقدر به من مهر دارى‏، خدايا چقدر تو به من نزديکى و در مقابل چقدر من از تو دورم، و با اين همه که تو نسبت به من مهربانى‏ آن چيست که مرا از تو محجوب می‌دارد؟! خدايا مقصود تو از آن چیزی که من از طریق اختلاف آثار و تغيير و تحول اطوار بدست آورده ‏ام آنست که خود را در هرچيزى (جداگانه) به من بشناسانى تا من‏ در هيچ چيزى نسبت به تو جاهل نباشم، خدايا هر اندازه پستى من زبانم را لال می ‏کند کرم تو آن را گويا می کند و هراندازه‏ اوصاف من مرا مأيوس می کنند نعمت‌هاى تو به طمعم می‌اندازد، خدايا آن کس که کارهاى خوبش خطا باشد پس چگونه خطاهای او، گناه نباشد؟ و آن کس که حقيقت‏ گويى‏ هايش ادعايى بيش نباشد پس چگونه‏ ادعاهايش، ادعا نباشد؟ خدايا فرمان نافذت و مشيت قاهرت براى هيچ گوينده ‏اى فرصت‏ گفتار نگذارد و براى هيچ صاحب حالى حس و حال به جاى ننهد، خدايا چه بسيار طاعتى که (پيش خود) پايه ‏گذارى کردم و چه ‏بسيار حالتى که بنيادش کردم ولى (ياد) عدل تو اعتمادى را که بر آن‌ها داشتم، يکسره فرو ريخت، بلکه فضل مرا از آن منصرف ساخت، خدايا تو می ‏دانى که اگر چه طاعت تو در من بصورت کارى مثبت ادامه نمی‌یابد ولى‏ دوستى و تصميم بر انجام آن در من ادامه دارد، خدايا چگونه تصميم گيرم، در صورتى که تحت مقهور توام و چگونه همت نگمارم با اين که‏ تو دستورم می‌دهى، خدايا تفکر (يا گردش) من در آثار تو، راه مرا به ديدارت دور سازد پس کردار مرا با خودت‏ بوسيله خدمتى که مرا به تو برساند، چگونه استدلال شود بر وجود تو به چيزى که خود آن موجود در هستيش نيازمند به تو است، و آيا اساساً براى ما سواى تو ظهورى هست که در تو نباشد، تا آن وسيله ظهور تو گردد. تو کى پنهان شده‏ اى تا محتاج به دليلى باشيم که به تو راهنمایمان کند، و چه وقت دور شده‌ای تا آثار تو ما را به تو واصل گرداند، کور باد آن چشمى که تو را نبيند، که مراقب‏ او هستى و زيان کار باد سوداى آن بنده که از محبت خويش به او بهره‏ اى ندادى‏، خدايا فرمان دادى‏ که به آثار تو رجوع کنم، پس (پس از مراجعه به آثار) به پوششى از انوار و راهنمايى‏ و از بينش‏ جوئى به سوى خود بازم گردان، تا پس از ديدن آثار بسويت بازگردم، هم چنان که بسويت آمدم از آن‌ها که نهادم‏ از نظر به آن‌ها مصون مانده و همتم را از اعتماد بدان‌ها برداشته باشم، که براستى تو بر هر چيز توانائى، خدايا اين خوارى من است که پيش رويت عيان و آشکار است، و اين حال (تباه) من است‏ که بر تو پوشيده نيست، از تو می‌خواهم که مرا به خود برسانى، و بوسيله ذات تو بر تو دليل می جويم‏، پس به نور خود مرا بر ذاتت راهنمائى فرما، و مرا با بندگى صادقانه در پيش رويت به يادآر، خدايا به من‏ از دانش مخزونت بياموز و به پرده مصونت محفوظم دار، خدايا مرا به حقایق نزديکان درگاهت‏ بياراى، و به راه اهل جذبه و شوقت ببر، خدايا مرا به تدبير خودت درباره‏ام‏ از تدبير خودم و به اختيار خودت از اختيار خودم بى‏نياز کن، و بر جاهاى‏ بيچارگى و درماندگيم مرا واقف گردان، خدايا مرا از خوارى نفسم نجات ده، و از شک‏ و شرک خودم پيش از آن که داخل گور گردم پاکم کن، از تو يارى می‌جويم پس تو هم ياريم کن، و بر تو توکل کنم پس‏ مرا وامگذار، و از تو درخواست می‌کنم پس نااميدم مگردان، و در فضل تو رغبت کرده ‏ام پس محرومم مفرما، و به حضرت تو خود را نسبت می‌دهم پس دورم مکن، و به درگاه تو ايستاده‏ ام پس طردم مکن، خدايا خوشنودى تو از اين که علت و سببى از جانب تو داشته، مبرّا است، پس چگونه ممکن است من سبب آن گردم‏، خدايا تو به ذات خود بی ‏نيازى از اين که سودى از جانب خودت به تو برسد، پس چگونه از من بی ‏نياز نباشى‏؟ خدايا براستى قضا و قدر مرا آرزومند مى‏کنند، و از آن سو هواى نفس مرا به بنده اى‏ شهوت اسير کرده پس تو ياور من باش تا پيروزم کنى و بينايم کنى‏ و بوسيله فضل خويش بی ‏نيازم گردانى تا بوسيله تو از طلب کردن بی نياز شوم، توئى که انوار (معرفت) را در دل اوليائت تاباندى‏، تا اين که تو را شناختند و یگانه‌ات دانستند و تویى که‏ اغيار و بيگانگان را از دل دوستانت براندى تا اين که کسى را جز تو دوست نداشته و به غير تو پناهنده و ملتجى‏ نشوند، و تویى مونس ايشان در آن‌جا که عوالم وجود آن‌ها را به وحشت اندازد، و تویى که‏ راهنمائيشان می‌کنى آن‌گاه که نشانه ‏ها برايشان آشکار گردد، آن کس که تو را گم کرده چه دارد؟ و چه کم دارد آن کس که تو را يافته است؟ آن کس که به جاى تو به ديگرى راضى شود براستى محروم است، و به طور حتم زيان‌کار است. کسی که‏ از تو به ديگرى روى کند، چگونه به غير تو اميدوار بود در صورتی که تو احسانت را قطع نکردى؟ و چگونه‏ از غير تو می توان طلب کرد با اين که تو شيوه عطابخشيت را تغيير نداده‏ اى؟! اى خدایى که به دوستانت‏ شيرينى همدمى خود را چشاندى و آن‌ها در برابرت به چاپلوسى برخاستند، و اى خدایى که بر اولياء خودت‏ خلعت‌هاى هيبت خود را پوشاندى، و آن‌ها در برابرت به آمرزش خواهى به پاخواستند، تویى که ياد کنى پيش از آن که‏ ياد کنندگان يادت کنند، و تویى آغازنده به احسان قبل از آن که پرستش‌کنندگان به سويت توجه کنند، و تویى‏ بخشنده عطا، پيش از آن که خواهندگان از تو خواهند، و تویى پربخشش و سپس همان را که به ما بخشيده‏اى از ما قرض می گیری، خدايا مرا بوسيله رحمتت بطلب تا من به نعمت وصالت نائل گردم‏، و بوسيله نعمتت مرا جذب کن تا به تو رو کنم، خدايا براستى اميد من از تو قطع نگردد، و اگرچه‏ نافرمانيت کنم، چنان‌که ترسم از تو زائل نشود، و اگر فرمانبردارت شوم جهانيان (عوالم) مرا بسوى تو بالا بردند، و آن علمى که به کرم تو دارم مرا به درگاه تو آورد، خدايا چگونه نوميد شوم‏ و تو آرزوى منى؟ و چگونه پست و خوار شوم با اين که اعتمادم بر تو است؟ خدايا چگونه عزت جويم با اين که در خوارى جايم دادى؟ و چگونه عزت نجويم با اين که به خود مُنْتَسِبَم کردى؟ خدايا چگونه نيازمند نباشم‏ با اين که تو در نيازمندانم جاى دادى؟ يا چگونه نيازمند باشم و تویى که به جود و بخششت‏ بی ‏نيازم کردى؟ و تویى که معبودى جز تو نيست، خود را به هر چيز شناساندى و هيچ چيزى نيست که تو را نشناسد، و تویى که به من در هر چيز خود را شناساندى، و من تو را آشکار در هر چيز ديدم، و تویى آشکار در هر چيز، اى که بوسيله مقام رحمانيت خود (بر همه چيز) احاطه کردى‏ و عرش در ذاتش پنهان شد، تویى که آثار را به آثار نابود کردى، و اغيار را به احاطه‏ کننده ‏هاى افلاک انوار محو نمودی، اى که در سراپرده‏ هاى عرشش محتجب شد از اين که ديده ‏ها او را درک کنند، اى که تجلى کردى به کمال زيبائى و نورانيت و عظمتش از استوارى پابرجا شد چگونه پنهان شوى با اين که تو آشکارى؟ يا چگونه غايب شوى که تو نگهبان‏ و حاضرى؟ براستى تو بر هر چيز توانائى و ستايش تنها مخصوص خدا است...). 10-قرائت دعای جوشین صغیر؛ حداقل (سه مرتبه در مدت این چهل روز) 11-قبل از خواب خواندن آیة الکرسی و سوره توحید (سه بار) و آخرین آیه از سوره کهف. قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (بگو: من فقط بشری هستم مثل شما؛ به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!). 12-بین نماز مغرب وعشاء نماز دو رکعتی بخواند که در هر رکعت آن سوره فاتحه و توحید و آیه: وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ([3]) (و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش. اصلاح کن و از روش مفسدان، پیروی منما!). 13-قرائت دعای امیر المومنین هر روز یک بار؛ و آن همان: (اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ الْمَخْزُونِ الْمَكْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهَانِ الْمُبِينِ الَّذِي هُوَ نُورٌ مَعَ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ وَ نُورٌ فِي نُورٍ وَ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ وَ نُورٌ فَوْقَ كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ تضِي‏ءُ بِهِ كُلُّ ظُلْمَةٍ وَ يُكْسَرُ بِهِ كُلُّ شِدَّةٍ وَ كُلُّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ وَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ لَا تَقِرُّ بِهِ أَرْضٌ‏ وَ لَا تَقُومُ بِهِ سَمَاءٌ وَ يَأْمَنُ بِهِ كُلُّ خَائِفٍ وَ يَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ كُلِّ سَاحِرٍ وَ بَغْيُ كُلِّ بَاغٍ وَ حَسَدُ كُلِّ حَاسِدٍ وَ يَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ وَ الْبَحْرُ وَ يَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْكُ حِينَ‏ يَتَكَلَّمُ بِهِ الْمَلَكُ فَلَا يَكُونُ لِلْمَوْجِ عَلَيْهِ سَبِيلٌ وَ هُوَاسْمُكَ الْأَعْظَمُ الْأَعْظَمُ الْأَجَلُّ الْأَجَلُّ النُّورُ الْأَكْبَرُ الَّذِي سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ‌ وَ اسْتَوَيْتَ بِهِ عَلَى عَرْشِكَ وَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ). (و حاجت خود را ذکر می‌کنید). 14-گفتن:(اللهم صل علی محمد وآل محمد وسلم تسلیما)هزار بار در روز و این بهترین و برترین اعمال است. 15-زیارت نمودن امیر المومنین از نزدیک یا از دور بوسیله زیارت روز غدیر (حداقل یک بار در مدت چهل روز). هرکس نمی‌تواند همه این اعمال را اداء کند؛ به اندازه توانایی خود به جا آورد و از برادران و خواهران، انصار امام مهدی تقاضا دارم که در حق خود کوتاهی نکنند و اهمال نکنند و شانس خود را در این روزهای مبارک که دارای شأن و منزلت بزرگی در نزد خدا دارند، از دست ندهند. و خداوند شنونده و داناست.   [1]- سوره طه آیه 130. [2]-(إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ج‏1؛ ص 348). [3]- اعراف: 142.