دعا نمودن و طلب چیزی از درگاه خداوند
اگر برای نفس خود چیزی را طلب کنی: دو حالت دارد. در حالت اول: منیت خویش را نمایان میسازی و به خود نظر میکنی. در حالت دوم: در هر طلب -درخواست در باطن میگویی- من بهتر میدانم من بهتر میفهمم من مصلحت خویش را بهتر میشناسم، یعنی خود تشخیص را بر عهده گرفتی و تشخیص دادی که اینگونه مصلحت بهتر است و سپس از خدا طلب نمودی آنچه را تشخیص دادی برایت عملی سازد، یا به اختصار به خداوند سبحان میگویی من مصلحت را از تو بهتر میشناسم، من از تو بهتر میدانم، زیرا که خود آنچه را که میخواستی اختیار نمودی و تشخیص دادی و از او طلب بر آوردن آن را نمودی، میگویی اینگونه انجام ده، یعنی خود تشخیص دادی حق اینگونه باشد بهتر است و مصلحت دنیا و آخرت در آن است. با شما به قول خداوند در فرمودهاش: هر آنچه میخواهی دعایم نما سخن نمیگویم، ــ بلکه در فرموده تعالی به بندهاش "بگو خدایا دانش مرا زیاد کن"، در اینجا چه کسی مصلحت را تشخیص داد؟ خدا، چرا طلب میکنی؟ زیرا او به شما گفته که این را طلب کن. بهرحال آنها فقط سخن نیست بلکه فعل و عمل است، یعنی اینکه ما آنگاه که در آن هستیم آن را در مییابیم، نه هنگامی که خارج از آن هستیم و به آن تکلم میکنیم.