دعا جهت جلوگیری از تب
سيّد ابن طاووس در كتاب «مهج الدعوات» از سلمان روايتى نقل كرده كه: در آخر روايت مطلبى آمده به اين مضمون: حضرت فاطمه كلامى به من آموخت كه از حضرت رسول فراگرفته بود، ايشان آن را در صبح و شام مى خواند به من فرمود: اگر مى خواهى هرگز در دنيا دچار تب نشوى بر آن مداومت كن. و آن كلام اين است: (بِسْمِ اللّهِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاْمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى كِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِي مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ مَشْكُورٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ). (به نام خداى نور، به نام خداى نور نور، به نام خداى نور بر نور، به نام خدايى كه تدبيرگر امور است، به نام خدايى كه نور را از نور آفريد، و سپاس خدايى را كه نور را از نور آفريد، و نور را در كوه طور فرو فرستاد در كتابى بر نوشته، در ورقه اى گشوده، با اندازه اى درخور، بر پيامبرى آراسته، سپاس خداى را كه به عزّت ياد شود، و به عظمت مشهور است، و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاكش). سلمان فرموده:(چون آن را از حضرت فاطمه آموختم به خدا آن را به بيش از هزار نفر از مردم مكه و مدينه كه دچار تب بودند تعليم دادم، پس همه آنان به اذن خداى تعالى شفا يافتند). بنام خداى بخشاینده مهربان رَبِّ اَدْخِلْنى فى لُجَّهِ بَحْرِ اَحَدِیَّتِکَ وَطَمْطامِ یَمِّ وَحْدانِیَّتِکَ وَقَوِّنى پروردگارا مرا در میان دریاى یگانگیت و در دل اقیانوس یکتائیت وارد کن و نیرویم ده بِقُوَّهِ سَطْوَهِ سُلْطانِ فَرْدانِیَّتِکَ حَتّى اَخْرُجَ اِلى فَضاَّءِ سَعَهِ رَحْمَتِکَ به نیروى پیروز فرمانروایى تنهائیت تا من به فضاى وسیع رحمتت درآیم وَفى وَجْهى لَمَعاتُ بَرْقِ الْقُرْبِ مِنْ اثارِ حِمایَتِکَ مَهیباً بِهَیْبَتِکَ در حالى که در چهرهام پرتوهایى از برق نزدیکى به تو از آثار حمایتت موجود باشد و از هیبت تو هیبتى عَزیزاً بِعِنایَتِکَ مُتَجَلِّلاً مُکَرَّماً بِتَعْلیمِکَ وَتَزْکِیَتِکَ واَلْبِسْنى خِلَعَ گرفته باشد و به عنایت تو نیرومند گشته و به برکت تعلیم و پرورش تو با شوکت و گرامى شده باشد و خلعت الْعِزَّهِ وَالْقَبُولِ وَسَهِّلْ لى مَناهِجَ الْوُصْلَهِ والْوُصُولِ وَتَوِّجْنى بِتاجِ عزت و قبولى درگاهت را به من بپوشان و راههاى وصول و رسیدن به درگاهت را برایم هموار ساز و تاج الْکَرامَهِ وَالْوَقارِ وَاَلِّفْ بَیْنى وَبَیْنَ اَحِبّاَّئِکَ فى دارِ الدُّنْیا وَدارِ بزرگوارى و وقار بر سرم نه و میان من و دوستانت را در دنیا و آخرت آشتى و الفت بده و الْقَرارِ وَارْزُقْنى مِنْ نُورِ اسْمِکَ هَیْبَهً وَسَطْوَهً تَنْقادُ لِىَ الْقُلُوبُ از روشنى نام بزرگوارت هیبت و سطوتى ارزانی دار که دلها و ارواح مطیع و منقاد من گردند وَالاْرْواحُ وَتَخْضَعُ لَدَىَّ النُّفوُسُ وَالاْشْباحُ یا مَنْ ذَلَّتْ لَهُ رِقابُ و نفوس و اشباح در پیش من فروتن گردند، اى که در برابرش گردنکشان خوار و الْجَبابِرَهِ وَخَضَعَتْ لَدَیْهِ اَعْناقُ الاْکاسِرَهِ لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْکَ اِلاّ پادشاهان خاضع و تسلیمند راه نجات و پناهگاهى از تو جز بسوى تو نیست و کمکى نیست مگر اِلَیْکَ وَلا اِعانَهَ اِلاّ بِکَ وَلاَ اتِّکاَّءَ اِلاّ عَلَیْکَ ادْفَعْ عَنّى کَیْدَ بوسیله خودت و اعتمادى نیست جز بر تو دور کن از من بداندیشى الْحاسِدینَ وَظُلُماتِ شَرِّ المُعانِدینَ وَارْحَمْنى تَحْتَ سُرادِقاتِ حسودان و تاریکیهاى شر ستیزه جویان را و در زیر پردههاى عرش خود بر من ترحم کن عَرْشِکَ یا اَکْرَمَ الاْکْرَمینَ اَیِّدْ ظاهِرى فى تَحْصیلِ مَراضیکَ وَنَوِّرْ اى بزرگوارترین بزرگواران یارى ده ظاهرم را در تحصیل موجبات خوشنودیت و نورانى کن قَلْبى وَسِرّى بِالاْطِّلاعِ عَلى مَناهِجِ مَساعیکَ اِلهى کَیْفَ اَصْدُرُ دل و اندرونم را به آگاه شدن بر راههاى وصول به سویت خدایا چگونه عَنْ بابِکَ بِخَیْبَهٍ مِنْکَ وَقَدْ وَرَدْتُهُ عَلى ثِقَهٍ بِکَ وَکَیْفَ تُؤْیِسُنى مِنْ از در خانهات مأیوسانه بازگردم در صورتى که با اطمینان به تو بدینجا آمدهام و چگونه از عَطاَّئِکَ وَقَدْ اَمَرْتَنى بِدُعاَّئِکَ وَها اَنَا مُقْبِلٌ عَلَیْکَ مُلْتَجِئٌ اِلَیْکَ عطا و بخششت نومیدم سازى در صورتى که خودت به دعا کردن وادارم کردى و هم اکنون من رو به تو آوردهام و پناهنده به تو گشتهام باعِدْ بَیْنى وَبیْنَ اَعْداَّئى کَما باعَدْتَ بَیْنَ اَعْداَّئى اِخْتَطِفْ اَبْصارَهُمْ میان من و میان دشمنانم، دوری ایجاد کن؛ همانطور که بین دشمنانم دوری ایجاد کردی و به وسیله نور قدس خود عَنّى بِنُورِ قُدْسِکَ وَجَلالِ مَجْدِکَ اِنَّکَ اَنْتَ اللّهُ المُعْطى جَلاَّئِلَ النِّعَمِ و شوکت مجدت چشمانشان را از من نابینا کن که همانا تویى خدایى که به رازگویانت نعمتهاى بزرگ الْمُکَرَّمَهِ لِمَنْ ناجاکَ بِلَطاَّئِفِ رَحْمَتِکَ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا ذَا الْجَلالِ و پرارزش عطا کنى به وسیله ریزه کاریهاى رحمتت اى زنده اى پاینده اى صاحب جلال وَالاْکْرامِ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا وَنَبِیِّنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ و بزرگوارى و درود خدا بر سید ما و پیغمبر ما محمد و الطیبین الطّاهِرینَ.