روایاتی که دلالت بر نوشته شدن وصیت رسول الله دارند

به لطف خدا، پیش‌تر، مطالبی در مورد وجوب وصیت، نوشتن، ترک و انواع وصیت را با جزئیات کامل تقدیم نمودیم، و اکنون برای اینکه حق‌طلب اطمینان کافی و کامل حاصل کند، اقوالی از معصومین علیهم السلام را که فصل خطابند، نقل می‌کنیم؛ مبنی بر اینکه آن وصیتی که رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌خواستند بنویسند، نوشته شد.   فرقه نجات یافته:   قال رسول‌الله (ص): (تفرقت اليهود على إحدى وسبعين فرقة، سبعون منها في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته موسى. وتفرقت النصارى على اثنتين وسبعين فرقة، واحدة وسبعون في النار و واحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيته. وأمتي تفترق على ثلاث وسبعين فرقة، اثنتان وسبعون فرقة في النار وواحدة في الجنة وهي التي تبعت وصيتي. قال: ثم ضرب بيده على منكب علي عليه السلام، ثم قال: ثلاث عشرة فرقة من الثلاث وسبعين كلها تنتحل مودتي وحبي، واحدة منها في الجنة وثنتا عشرة في النار).([1])   رسول خدا (ص) فرمود:   (یهودیان بر هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند؛ هفتاد فرقه در جهنم و یکی در بهشت می‌باشد، و آن همان فرقه‌ای است که وصیت موسی را تبعیت کرد. و نصاری بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، هفتاد و یک فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که وصیت عیسی را تبعیت کرد. و امتم بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند هفتاد و دو فرقه در جهنم و یکی از آنها در بهشت و آن همان فرقه‌ای است که از وصیت من تبعیت می‌کند. سپس بر شانه علی (ع) زد و فرمود: سیزده فرقه از هفتاد و سه فرقه همه محبت و مودت مرا دارند، یکی از آنها در بهشت و دوازده فرقه در آتش).   طبق این روایت مبارک، امت اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شود، و از میان این فرقه‌ها، سیزده فرقه مودت و محبت اهل‌بیت علیهم السلام را دارند، بدان معنا که شیعه می‌باشند. و در ادامه رسول‌الله (ص) فرمود: یکی از آن سیزده فرقه در بهشت و دوازده فرقه دیگر _که شیعه هستند_ در آتش جهنم می‌باشند.   هر فرقه‌ای امامی‌ را منکر شد، و تنها فرقه سیزدهم باقی می‌ماند که اهل بهشت است و آن همان فرقه‌ای است که در روایت زیر امام علی (ع) آن را به‌این گونه وصف می‌کند:   قال أبان: قال سليم: سمعت علي بن أبي طالب (ع) يقول: (إن الامة ستفترق على ثلاث وسبعين فرقة اثنتان وسبعون فرقة في النار وفرقة في الجنة. وثلاث عشرة فرقة من الثلاث والسبعين تنتحل محبتنا أهل البيت واحدة منها في الجنة واثنتا عشرة في النار. وأما الفرقة الناجية المهدية المؤملة المؤمنة المسلمة الموافقة المرشدة فهي المؤتمنة بي، المسلمة لأمري المطيعة لي المتبرئة من عدوي المحبة لي والمبغضة لعدوي التي قد عرفت حقي وإمامتي وفرض طاعتي من كتاب الله وسنة نبيه فلم ترتد ولم تشك لما قد نور الله في قلبها من معرفة حقنا وعرفها من فضلها وألهمها وأخذها بنواصيها فأدخلها في شيعتنا حتى اطمأنت قلوبها واستيقنت يقينا لا يخالطه شك).([2])    ابان گفت: سلیم گفت: از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم می‌فرماید: (امت بر هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد، هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه در بهشت می‌باشد. سیزده فرقه از بین هفتاد و سه فرقه محبت و موالات ما اهل‌بیت را دارند، یکی در بهشت و دوازده تای دیگر در جهنم. و اما فرقه‌ی نجات یافته مهدیه، نا مأیوس، مؤمن، تسلیم شده، موافق، مرشد، که آن سپرده به من است، تسلیم شده‌ی امر من است، مطیع من، مبرا از دشمنان، محبان من، مبغض دشمنانم، که حق من و امامتم و فرض اطاعتم از کتاب خدا و سنت رسولش را شناخته و مرتد نشده و لحظه‌ای شک نکرده‌اند به آن نور خدا در قلب‌هایشان که از معرفت حق ما حاصل شد و آنها را به فضیلت ما شناساند و به آنها الهام کرد و آنها را به بلندی برد و آنها را در شیعه‌ی ما داخل ساخت تا زمانی که قلب‌هایشان مطمئن شد و یقین حاصل کردند که با آن شکی وارد نشود).   آری، همان فرقه‌ی منتظر که به وصی امام مهدی (ع) قبل قیامش چنگ جستند. همان امام دهم از فرزند دوم [از امام حسین (ع)]. و اما آنهائی که به‌ ایشان کافر شدند بدبخت و شقی خواهند شد.   عن الاصبغ بن نباتة قال: (سألت علياً أميرالمؤمنين (ع): عن المنتظر من آل محمد (ص) فقال: هو العاشر من ولد الثاني يملا الارض عدلا بعد أن ملئت جوراً، يكون له غيبة طويلة تطول على المنتظرين، قلت: فندركه؟ قال: يدركه من يشأ الله ويرد له الله، من يشأ الله من عباده رجعة محتومة لا يكفر بها الا شقي).كتاب المجدي في انساب الطالبيين ص۱۳۴.   از اصبغ بن نباته گوید: (از امام علی امیرمؤمنان (ع) در مورد منتظر از آل محمد (ص) سؤال کردم: فرمود: او دهم از فرزند دوم است که دنیا را پر از عدل می‌کند بعد از آن که پر از ظلم شد. برای او غیبتی طولانی برای منتظران خواهد بود. عرض کردم: آیا ایشان را درک می‌کنیم؟ فرمود: ایشان را هر کس که خدا بخواهد درک خواهد کرد، هر کس از بندگانش را که خدا بخواهد بازگشتی محتوم است که به آن کفر نمی‌ورزد مگر بدبخت و شقی).   بنا بر این اضافه بر این صفاتی که امام علی (ع) ذکر کرد، این فرقه همان فرقه‌ای است که به وصیت چنگ زد، و برای این است که رسول‌الله (ص) فرمود: “وصیتی را برای شما می‌نویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهید شد”. و فرقه نجات یافته همان فرقه‌ای است که به‌این وصیت چنگ زد و به وصی امام مهدی (ع) که در وصیت ذکر شده است و اول مؤمنان می‌باشد ایمان آورده و ایشان را تصدیق نمودند و پیرو او شدند.   ورد عن رسول‌الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).([3])   رسول‌الله (ص) فرمود: (… تا آن كه پرچم‏‌هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏‌اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می‌شود و آن را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).   بنابراین: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درک كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏‌باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.   ۱- نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود.   ۲- زيرا اين پرچم‏‌ها، پرچم‏‌هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند.   پس خوشا به حال آن فرقه‌ای که به وصیت مقدس رسول‌الله (ص) چنگ جُست و به وصی امام مهدی (ع) اول مؤمنان که نامش احمد است اقتداء کرد و ایشان را اسوه و الگوی خود قرار داد.   طبق اقوال آل محمد علیهم السلام وصیت نوشته شد.   عن الرضا (ع) في حديث: (… إلى أن قال: وان رسول‌الله (ص) لما كان وقت وفاته دعا علياً (ع) وأوصاه ودفع إليه الصحيفة التي كانت فيها الأسماء التي خصّ الله بها الأنبياء والأوصياء…).([4])    امام رضا (ع) فرمود: (… تا جایی که فرمود: و همانا رسول‌الله (ص) زمانی که وفاتش فرا رسید علی (ع) را فراخواند و به او وصیت کرد و صحیفه را به او تحویل داد که در آن نام‌های کسانی که خداوند آن را تخصیص نمود از انبیاء و اوصیاء ذکر شده است).       عن سلیم بن قیس قال الإمام علي (ع): (سمعت علياً (ع) بعد ما قال ذلك الرجل ما قال و غضب رسول‌الله (ص) و دفع الكتف ألا نسأل رسول‌الله عن الذي كان أراد أن يكتب في الكتف مما لو كتبه لم يضل أحد و لم يختلف اثنان فسكت حتى إذا قام من في البيت وبقي علي وفاطمة و الحسن والحسين علیهم السلام وذهبنا نقوم أنا و صاحبي أبو ذر والمقداد، قال لنا علي (ع) اجلسوا. فأراد أن يسأل رسول‌الله (ص) و نحن نسمع، فابتدأه رسول‌الله (ص) فقال «يا أخي، أما سمعت ما قال عدو الله أتاني جبرئيل قبل فأخبرني أنه سامري هذه الأمة وأن صاحبه عجلها، وأن الله قد قضى الفرقة و الاختلاف على أمتي من بعدي، فأمرني أن أكتب ذلك الكتاب الذي أردت أن أكتبه في الكتف لك، و أشهد هؤلاء الثلاثة عليه، ادع لي بصحيفة. فأتى بها. فأملى عليه أسماء الأئمة الهداة من بعده رجلاً رجلاً وعلي (ع) يخطه بيده...).([5])   سلیم بن قیس گوید، امام علی (ع) فرمود: (... سلمان گوید: بعد از آنکه آن مرد (عمر) آن سخن را گفت و پیامبر غضبناک شدند و کتف را رها کردند از حضرت علی (ع) شنیدم که فرمود: آیا از پیامبر نپرسیم چه مطلبی می‌خواستند در کتف بنویسند که اگر آن را می‌نوشتند احدی گمراه نمی‌شد و دو نفر با هم اختلاف نمی‌کردند؟ من سکوت کردم تا کسانی که در خانه بودند برخاستند و فقط امیر المؤمنین (ع) و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام باقی ماندند. من و دو رفیقم ابوذر و مقداد هم خواستیم برخیزیم که علی (ع) به ما فرمود بنشینید. حضرت می‌خواستند از پیامبر بپرسند و ما هم بشنویم. ولی خود پیامبر ابتدائاً فرمود: برادرم، نشنیدی دشمن خدا چه گفت؟ جبرئیل کمی‌قبل از این نزد من آمد و به من خبر داد که او سامری این امت است و رفیقش (ابوبکر) گوساله‌ی آن است. خداوند تفرقه و اختلاف را بعد از من بر امتم نوشته است (زمینه امتحان امت) لذا جبرئیل به من دستور داد بنویسم آن نوشته‌ای را که می‌خواستم در کتف بنویسم و این سه نفر (سلمان و ابوذر و مقداد) را بر آن شاهد بگیرم؛ برایم ورقه‌ای بیاورید، برای حضرت ورقه‌ای آوردند پیامبر نام امامان بعد از خود را یکی پس از دیگری املاء می‌فرمود و علی (ع) به دست خویش می‌نوشت...).   و در جایی دیگر در کتاب سلیم بن قیس با همان مضمون آمده است:   عن سليم بن قيس الهلالي قال الإمام علي (ع) لطلحة: ألست قد شهدت رسول‌الله (ص) حين دعا بالكتف ليكتب فيها ما لا تضل الأمة ولا تختلف، فقال صاحبك ما قال: [إن نبي‌الله يهجر]. فغضب رسول‌الله (ص)...).([6])   و در جایی دیگر طلحه به‌این واقعه اعتراف می‌کند و نوشتن این وصیت مقدس نوشته‌ی بازدارنده از گمراهی به گواهی مولای متقیان (ع) نیز ثابت می‌گردد:   امیرالمؤمنین (ع) به طلحه فرمود: (ای طلحه، مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا (ص) از ما کتفی [ورقه] خواست، تا بر آن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف نشود، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که: البته رسول خدا هذیان می‌گوید، و پیامبر خدا (ص) خشمگین شد و از نوشتن صرف نظر نمود؟ طلحه گفت: بله من شاهد آن بوده‌ام. امیر المؤمنین (ع) فرمود: پس از اینکه شما بیرون رفتید، رسول خدا (ص) مرا از آنچه که قصد داشت که در آن [ورقه] بنویسید و مردم را بر آن گواه گیرد، با خبر ساخت، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود، که خدای تعالی می‌داند که امت در آینده‌ای نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد. پس از آن، رسول خدا (ص) صحیفه‌ای خواست، و آنچه را که قصد داشت در آن بنویسد، به من املاء فرمود و سه نفر را بر آن گواه گرفت: سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را).   پس این روایت نقل شده از سلیم بن قیس، متن وصیتی که رسول‌الله (ص) آن را املاء کرد و علی (ع) آن را نگاشت را ذکر نمی‌کند، بلکه به شهادت گرفتن سلمان و ابوذر و مقداد توسط رسول‌الله (ص) به نوشتن وصیت را ثابت می‌کند. به فرموده‌اش: (إني أشهدكم أن أخي ووزيري ووارثي وخليفتي على أمتي علي بن أبي طالب ثم الحسن ثم الحسين ثم من بعده تسعة من ولد الحسين...)، (شما را گواه می‌دارم که علی بن ابی طالب (ع) برادر و وزیر و وارث، و خلیفه‌ام بر امتم است، سپس حسن و سپس حسین، و سپس نه تن از فرزندان حسین…). سپس رسول‌الله (ص) بعد از به شهادت گرفتن این سه نفر، تعداد ائمه تا نه تن از فرزندان امام حسین (ع) را بر شمرد و قضیه مهمله باقی ماند، یعنی اینکه روشن نساختند که بعد از آنها چه کسانی خواهند بود، بلکه رسول‌الله (ص) حتی اسامی ‌و صفات نه تن از فرزندان حسین (ع) را ذکر ننمودند و فقط به مختصری در مورد وصیت بسنده کردند، اما بدون شک این بدان معنا نیست که در وصیت مقدس اسامی‌آنها و مهدیین ذکر نشده است، بلکه همان گونه که در وصیت آمده است، اسامی ‌و صفات آنها کاملاً ذکر شده است.   بنابراین، این روایت متن وصیتی که رسول‌الله (ص) املاء فرمود و امام علی (ع) نگارنده آن بود را ذکر نمی‌کند، بلکه حادثه‌ای به طور کامل و بدون جزئیات را ذکر می‌کند، پس وصیت رسول‌الله (ص) و آن اسامی ‌اوصیاء تا روز قیامت که در وصیت را کجا می‌یابیم؟!   عَنْ عِيسَى بْنِ الْمُسْتَفَادِ أَبِي مُوسَى الضَّرِيرِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَلَيْسَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) كَاتِبَ الْوَصِيَّةِ وَرسول‌الله (ص) الْمُمْلِي عَلَيْهِ وَجَبْرَئِيلُ وَالْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ علیهم السلام شُهُودٌ؟ قَالَ: فَأَطْرَقَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ ...).([7])   ابـو مـوسى ضرير (نابينا) گويد: موسى بن جعفر (ع) به من فرمود كه: (بـه امام صادق (ع) عرض کردم: مگر امير المؤمنین (ع) كاتب وصيت و پيغمبر ديـكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون شهود آن نبودند؟! حضرت مدتى سر به زير انداخت و سپس ‍ فرمود: چـنـان بـود كـه گـفـتـى، اى ابـوالحـسـن ...).   فضیل دوست امام صادق (ع) نقل می‌کند که امام صادق (ع) فرمود: (رسول‌الله (ص) برای وصیتش به علی (ع) چهار تن از بزرگان ملائکه را شاهد گرفت. جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و نام چهارم را بیاد نمی‌آورم).([8])       عن محمد بن مسلم قال: قال الباقر (ع): (الوصيّة حقّ و قد أوصى رسول‌الله (ص) فينبغي للمؤمن أن يوصي).([9])    محمد بن مسلم گوید: امام باقر (ع) فرمود: (وصیت حق است و به درستی که رسول‌الله (ص) وصیت کرد. پس هر مسلمانی باید وصیت کند).       و الحمدلله وحده        [1]- كتاب سليم بن قيس الهلالي ص۴۳۳.   [2]- كتاب سليم بن قيس- تحقيق محمد باقر الأنصاري ص۱۶۹.   [3]- معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.   [4]- إثبات الهداة ۱ /۶۱۳-۶۱۴.   [5]- كتاب سلیم بن قیس ص ۲۱۱ . الغیبة النعمانی ص ۸۱.       [6]- كتاب سليم بن قيس ۲۱۱.   [7]- الكافي ج ۱ ص ۲۸۱.   [8]- من لایحضره الفقیه ج ۴ ص ۲۳۶.   [9]- الكافي ج۷ ص۳- الوسائل ۱۳/ ۳۵۱ روضة المتقين ۱۱/ ۱۵.