خلاصه دلایل سید احمدالحسن (ع) برای اهل تسنن
مقدمه بحث در مورد مهدی حتما مشکلات خاص به خود را دارد. از جمله اینکه کسانی آمدند و بنا به اقوال علمای غیر عامل که به ظهور ایشان در آخرالزمان شک کردند، منکر وجود او شدند و یا به سبب اختلافات به وجود آمده بین طوائف مسلمین که قضیهی مهدی را در عرصهی تعصب قرار داده و باعث شد که کل شیعیان به سبب جهل نسبت به کتب خویش آن مهدیی را که در آخرالزمان متولد میشود، انکار کنند؛ همانطوری که اهل سنت از روی عناد و عدم شناخت نسبت به کتب خود که این امر را اثبات کردهاند، ولادت امام محمد بن الحسن عسکری را منکر شدند. از طرف سوم مسئله مهدی نیز با مشکل ادعای مدعیان مهدویت مانند مهدی جهیمان دست و پنجه نرم میکند.
بدین ترتیب مردم روش منطقی و عقلانی برای مهیا شدن جهت پذیرش امام را از دست دادند و متأسفانه در این گمراهی اهل سنت که عقیده به مهدی را مورد تمسخر قرار میدادند، سهم بیشتری داشتند و خداوند کار آنها را در قرآن مورد مذمت قرار داده و فرمود﴿ونسوا الله فنیسیهم﴾ (و خدا را فراموش کردند، پس خدا هم فراموششان کرد).
شایسته میبود طوائف اسلامی به دور از تعصب در مورد قضیه مهدی جستوجو کرده و به سوالات مهمی که نیاز مبرم به جواب آنها دارند، ببپردازند تا به دشمنی با وی بر نخیزند. سوالاتی مثل اینکه اگر بیاید، چگونه شناخته میشود؟ و چگونه مدعی دروغین را از صادق باز شناسیم و اینکه وظیفهی ما در قبال مهدی چیست؟
چنین سوالاتی که بدون شک انسان را در محکی بین شناخت حق و یاری آن و جهل نسبت به حق و دشمنی با آن قرار خواهد داد.
از ابو مغیره و بقیه از صفوان از کعب که گفت: (مهدی منصور، اهل زمین و آسمان و پرندگان آسمان بر او درود میفرستند. و با روم به مدت 20 به چنگ می پردازد و در جنگی عظیم به همراه دو هزار نفر که همه سردار هستند، به شهادت می رسد و مسلمانان بعد از وفات رسول خدا دچار چنین مصیبتی نشده بودند).
این روایت بیانگر اهمیت موضعگیری در قبال مهدی است که پیامبر بشارت او را به مسلمانان داده است.
﴿الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله وما نَزَل من الحق ولا یکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم وکثیر منهم فاسقون﴾ (آیا برای مؤمنان وقت آن فرا نرسیده که دلهایشان به هنگام یاد خدا و در برابر حق و حقیقتی که خدا فرو فرستاده است، بلرزد و کرنش کند؟).