شورای نیقیه نخستین شورای جهانی
صحبت از تاریخ مسیحیت، غمانگیز است. واقعیت دردناک آن است که عیسی(ع) در میان علمای بیعمل و طاغوت سلطهگر زندگی میکرد، در حالی که عامۀ مردم از یاری او رویگردان بودند. حادثۀ به صلیب کشیدهشدن به دست...
صحبت از تاریخ مسیحیت، غمانگیز است. واقعیت دردناک آن است که عیسی(ع) در میان علمای بیعمل و طاغوت سلطهگر زندگی میکرد، در حالی که عامۀ مردم از یاری او رویگردان بودند. حادثۀ به صلیب کشیدهشدن به دست والی یهودیه پیلاطس، در زمان سلطنت «قیصر تیبریوس» دومین امپراتور روم پس از آگوستوس اتفاق افتاد؛ و این دردها و رنجها با مرگ «قیصر تیبریوس» در سال ۳۷ میلادی پایان نیافت، بلکه بهدنبال او، کالیگوﻻی مستبد که در سال ۴۱ میلادی کشته شد به سلطنت رسید. پس از کالیگولای مستبد، چهارمین امپراتور روم، «تیبریوس کلادیوس» (۴۱ تا ۵۴ میلادی) به سلطنت رسید و بعد از او تخت امپراتوری از آنِ «نِرون» شد که روم را در سال ۶۴ پس از میلاد به آتش کشید و پس از آن، اتهام این آتشسوزی را متوجه مسیحیان کرد و به این بهانه، قدیس پطرس را در سال ۶۸ میلادی به صلیب کشید؛ یعنی یکی از شاگردانی را که در پنجاهمین روز پس از حادثۀ صلیب، روحالقدس بر آنها حلول کرد. پس از آن، مسیحیت مظلوم و مستضعف پیوسته در سلطۀ امپراتورهای روم باقی ماند تا دورۀ امپراتور کنستانتین بزرگ، که سیوهفتمین امپراتور و نخستین امپراتور روم بود که هنگام مرگ تعمید داده شد (وی پس از انعقاد شورای نیقیه، به دست یکی از پیروان آریوس، که بدعت آنان را در شورای نیقیه اعلام کرده بود، بر بستر مرگ تعمید داده شد). او در دوران سلطنت خود خواستار برگزاری شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی شد و سناریوی تشکیل نخستین شکل از آیین مسیحی که امروزه متداول است، و نیز متهمکردن آریوس به بدعت را برنامهریزی کرد؛ زیرا آریوس میگفت پسر، مخلوق است و با پدر مساوی نیست. شورای نیقیه از چه ویژگیهایی برخوردار بود؟ آیا به همان صورتی که مسیحیان به تصویر میکشند کنستانتین مردی صلحطلب بود؟ آیا وی در شورای نیقیه که خودش ریاست آن را بر عهده داشت بیطرف بود؟ آیا آریوس واقعاً بدعتگذار بود؟ یا الکساندریوس بدعتگذار بود و قانون ایمان فعلی مسیحی را بدعت نهاد؟ در این کتاب سعی خواهیم کرد در خصوص این موضوعات کنکاش کنیم. از آنجا که موضوع این کتاب، ارتباط تنگاتنگی با اعتقادات امروز مسیحیان دارد، در این کتاب غالباً متون تاریخی بهعنوان راهی برای پاسخ به این پرسشها انتخاب شده و سعی شده است تا در حد توان، بهدور از احساسات یا اعتقادات شخصی عمل شود. ابتدا به ارائۀ شرححال قطبهای این حادثه یعنی الکساندریوس، کنستانتین، آتاناسیوس و سپس آریوس پرداخته شده است، و شکی نیست که شناختن شخصیتهای این حادثه و جهتگیریها و گرایشهای آنها به ما کمک خواهد کرد تا در شناخت جبهۀ صاحب حق به نتیجهای صحیح دست یابیم.